دانلود رمان دختر بابا (واقعی)

دانلود رمان دختر بابا (واقعی)

دانلود رمان دختر بابا (واقعی)

نام رمان: دختر بابا

نویسنده: آمینا رحیمی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۶۹

خلاصه رمان:

جمعه که میرسد شال و کلاه میکنی، کوک میشوی روی کفش ها رو میزنی به خیابان ها تبعیدِ خاطرات میشوی دست می بَری در انتهای قصه .. تا خودت را تبرئه کنی از تنهایی …

بخشی از رمان:

 خواهر اقای سهیلی با همسر و فرزندان خود در روستای دیگه ای ک فاصله شون باهم حدود نیم
ساعت داشت زندگی میکردن….البته الان ک با ماشین میریم نیم ساعته اون موقع ها حدود پنجاه
سال پیش با اسب و شتر میرفتن ک چند ساعت بوده راه.

فامیل شوهر خواهر اقای سهیلی ..رحیمی بوده)یعنی پدربزرگ پدریم.(
اینا یه دونه پسر خوب و سر به راه و فرزند ارشدشون بوده که از دختر داییش خوشش میاد دختر
داییش اون موقع نه سالش بوده..و میرن خواستگاری هر چند بازم مادر بزرگم هی اخم و تخم
میکرده و حتی واسه برادرزاده خودشم راضی نبوده.
دیگه خب مامانم خیلی کوچیك بوده بخاطر همین پدر بزرگم میگه ک رضا اگه تو دختر منو
میخوای باید چند سالی در خونه باشی تا اینکه یخورده بزرگتر بشه.دیگه تا بابای من میره
سربازی و برمیگرده و دوسالم باز صبر میکنه تا مامانم سیزده سالش میشه .
هر وقت بابام میرفته خونه نامزدش اینا.مامانم از خجالت میرفته زیر تخت خونشون..