دانلود رمان رویای بلند pdf

دانلود رمان رویای بلند نودهشتیا

دانلود رمان رویای بلند

نام رمان: رویای بلند

نویسنده رمان : مهسا صفری

ژانر: عاشقانه- اجتماعی

تعداد صفحات: ۲۴۵

خلاصه رمان رویای بلند :

درباره دختری به اسم گیسیاست که دختره مغروریه…..این دختره مغروره قصه ما مجبوره بخاطره دلایلی یک سال پیش مادربزرگش زندگی کنه مادربزرگی که تابحال اونو ندیده… و اتفاقاتی که واسه گیسیا توی این مدت می افته داستانی ساخته به اسمه رویای بلند…

بخشی از رمان رویای بلند :

صبح ساعت هفت از خواب بیدار شدم و دویدم و رفتم دست و صورتم رو شستم اوووف حالا فقط چهار ساعت طول میکشه تا موهام رو شونه بزنم . سریع رفتم شونه رو از روی دراور برداشتم و شروع کردم به شونه زدن موهای بلندم . خیلی بلند بود. ازبچگی موهام رو کوتاه نکردم. هنوز وسطای موهام بودم که یکی با مشت کوبیدم توی سرم و گفتم: خاک بر سرت گیسی ساعت هفت و نیم شده. از شونه کردن ادامه موهام منصرف شدم و دویدم رفتم پایین پیش مامان و صدا زدم: ماماااااااان… مامان کجایی؟!

-جانم گیسیا جان توی آشپزخونه هستم.

پله ها رو سریع پایین دوییدم و گفتم: وای مامان ساعت هفت و نیم شده و من آماده نشدم. بابا کجاست امروز باید من رو برسونه مدرسه، حسابی دیرم شده مامان موهام رو بباف.

بعد همونطوری که نشستم روی صندلی شونه رو دادم به مامان. مامان شونه رو ازم گرفت و گفت: سلام عزیزم صبحت بخیر…شب خوب خوابیدی؟

-ببخشید. سلام. آره خوب بود.

-از این اخلاقا نداشتیما گیسیا خانوم.

-آخه دیرم شده…

مامان چیزی نگفت و ادامه موهام رو بافت. من هم داشتم تند تند صبحونم رو میخوردم. چند دقیقه بعد مامان گفت: اگه صبحونه رو خوردی پاشو حاضر شو تا بابا برسونتت.

با تعجب پرسیدم: تموم شد؟

-بله