دانلود رمان عشق کهن pdf

دانلود رمان عشق کهن, دانلود رمان های محدثه رجبی, دانلود رمان های محدثه رجبی کاربر رمانهای عاشقانه, دانلود عشق کهن, رمان اختصاصی عشق کهن, رمان عاشقانه عشق کهن, رمان عاشقانه عشق کهنپ, رمان عشق کهن, رمان های محدثه رجبی, رمان های محدثه رجبی کاربر رمانهای عاشقانه, عشق کهن, محدثه رجبی

دانلود رمان عشق کهن نودهشتیا

دانلود رمان عشق کهن

نام رمان: عشق کهن

نویسنده: محدثه رجبی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات : ۳۶۱

بخشی از رمان:

با آهنگ پری و ماری وسط اتاق قر میدادم و سعی داشتم ادای یکی از دوستای تپلم رو دربیارم…
-من دلم پری رو میخواد پری منو نمیخواد… زن خوبه خوشگل باشه سفید و کمی چاااق… بچه ها
میخندیدن.. منم میخندیدم…
همه با صدای بلند..
همه چی خوب بود.. رویا دوستم آهنگو عوض کرد و بچه ها رو بلند کرد تا اونام یه تکونی به
خودشون بدن.. پردیس به زور نشوندم روی مبل و گفت : هستی دو دقیقه بشین سر جات.. چقد
قر میدی.. و بعد سریع آهنگو قطع کرد.. بچه ها با دست برام شعر میخوندن و من با خوشحالی
همراهیشون میکردم.. شیما با کیک گرد شکلاتی رنگی اومد توی پذیرایی و گذاشتش جلوم.. با
شوق دستامو به هم کوبیدم.. وای که چقدر عاشق کیک شکلاتی بودم… روی کیک با خامه ی
سفید نوشته بودن هستی جان تولدت مبارک
با شوق همه شونو بوسیدم … واقعا من رو سوپرایز کرده بودن…
بهترین دوستای دنیا بودن…
رویا برام شمع های ۲ و ۰ رو گذاشت روی کیک و گفت : آرزو یادت نره ها.. بهشون لبخند زدم…