نویسنده افتخاری نیو رمان شوید ، برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

دانلود رمان گیسو کمند

دانلود رمان گیسو کمند

نام رمان: گیسوکمند

نویسنده: نگین حبیبی

ژانر : عاشقانه،طنز،اکشن

تعداد صفحات : ۴۲۵

خلاصه رمان:

کمند دختری از باند عتیقه کالفرنیا ماموریت میگیره وارد باند عتیقه تهران بشه و توجه و علاقه رییس   رو جذب ”دان”باند
کنه..اما این فرد بویی از احساس نبرده و برای کمند که اولین ماموریت و معمولا سوتی میده کار خیلی   در این بین هم …سختیه
مشکلاتی برای پیش میاد و ماجراهای جالبی براش اتفاق میوفته..

(بیشتر…)

دانلود رمان جایی برای مردن

دانلود رمان جایی برای مردن,رمان جایی برای مردن,دانلود رمان جایی برای مردن پی دی اف,رمان جایی برای مردن برای گوشی موبایل اندروید آیفون تبلت جاوا

دانلود رمان جایی برای مردن

دانلود رمان جایی برای مردن

نام رمان: جایی برای مردن

نویسنده: KURO

ژانر : ترسناک…تخیلی…فانتزی…طنز…غمگین…هیجانی…راز آلود…کلا معجونیه!

تعداد صفحات : ۳۰۲

خلاصه رمان:

مدرسه ی “کابوس” یکی از بهترین مدارس برای خوناشاماست و دانش آموزای مختلفی از کشورای گوناگون، اونجا تحصیل میکنن. یکی از این دانش آموزا، آرتمیسه. یه دختر پررو، سرد، خشن، لجباز، باهوش، و در جمع دوستاش، باحال و خوش خنده!!!

بخشی از رمان:

دیدمش،مثل دفعه های قبل.
پشتش به من بود و انگشتشو به طرف روبه رو گرفته بود. ولی من به جز اون هیچی
نمیدیدم. روبه روش هیچی جز تاریکی نبود!
موهای سیاه و نیمه بلندش رو بی نظم و ترتیب دور و برش ریخته بود و یه پیرهن بلند
سفید تنش بود.
به شاخه گل رزی که توی دستم بود نگاه کردم. ربطش رو به دختری که روبه روم بود
نمیفهمیدم.
ولی میدونستم یه ربطی داره…

(بیشتر…)

دانلود رمان غلندر بی خواب

دانلود رمان غلندر بی خواب نودهشتیا

دانلود رمان غلندر بی خواب

نام نویسنده: ژیلا.ح

نام رمان : غلندر بی خواب

ژانر : عاشقی ،تراژدی، طنز

هدف از نوشتن رمان:  قضاوت نکردن زود، موضوع جدید ، شادی و غم کنار هم، بیان کردن کمی از حقیقت.

خلاصه رمان:

میگویند شب دراز است و غلندر بیدار…امشب انگار طولانی تر از شب های دیگر است…امشب غلندر همیشه بیدار هم گویی به خواب رفته ..واین منم…نفس فرهان…غلندر بی خواب تو ….

شب دراز است وغلندر خواب است…

این منم

تاخود صبح بیدارم…

(بیشتر…)

دانلود رمان کنار تو درگیر آرامشم

دانلود رمان دانلود رمان کنار تو درگیر آرامشم با فرمت pdf,دانلود رمان دانلود رمان کنار تو درگیر آرامشم برای گوشی,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای موبايل,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای تبلت,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای اندرويد,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای آيفون,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم کم حجم,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای جاوا,دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم برای آيپد,

دانلود رمان کنارتو درگیر آرامشم

دانلود رمان کنار تو درگیر آرامشم

نام : کنار تو درگیر آرامشم

نویسنده رمان:  اسما ترابی

ژانررمان : طنز

تعداد صفحات رمان : ۱۵۰

خلاصه :

رمان درمورد عاشق شدن دوتا خواهر ودوتا برادره عشقی که پراز

دردسره عشقی پراز ماجراجویی………….لطفا رمان رو بخونید واقعا جذبتون می کنه من که این طور فکر می کنمحالاشمارو نمیدونم ولی اگه نظر من رو خواسته باشید بخونید..

(بیشتر…)

دانلود رمان عشق واهی

دانلود رمان عشق واهی نودهشتیا

دانلود رمان عشق واهی

رمان: عشق واهی

 نویسنده رمان : زهرا شاکیل

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد  رمان صفحات : ۱۲۷

(بیشتر…)

دانلود رمان پانیک جاوا،اندروید

دانلود رمان پانیک جاوا،اندروید

دانلود رمان پانیک جاوا،اندروید

دانلود رمان جدید پانیک

نام رمان:پانیک
نام تویسنده:GirlNight
ژانر:عاشقانه ، کمی طنز و کلکلی
خلاصه رمان:
داستان در مورد دختریه به نام پانیک که قراره واسه دانشگاهش بره شیراز … پانیک دختر

شیطون و بازیگوش و حاضرجوابیه که با پسری به اسم رادوین اونجا آشنا میشه و اتفاقاتی این

وسط صورت میگیره که باعث میشه این دوتا بهم پیوند بخورند

دانلود رمان پانیک

ساکم رو گذاشتم تو ماشین و از مامان و بابا خدافظی کردم راه افتادم سمت شیراز، یه هفته

پیش با بابا اومده بودیم شیراز تا کارای دانشگاه و خونه رو درست کنیم چون من اصن علاقه ای

به زندگی تو خوابگاه نداشتم برای همین تصمیم گرفتیم که یه خونه نقلی اینجا بخریم تا من

بتونم راحت باشم ، رشته پرستاری قبول شده بودم چیزی که خیلی بهش علاقه داشتم وقتی

هم خبر قبولیم رو به بابا دادم ، بابا هم به مناسبت قبولیم یه هیوندا آزرا سفید رنگ برام گرفت ،

خب بیخیال این چیزا بریم سر بیو خودم … من پانیک سعادت دختر آرمان سعادت و مریلا سعادت

، پدرم جراح عمومی و مادرم پزشک زنانه یه برادر بزرگتر از خودم به نام پارسا دارم که ازدواج

کرده ، زنش دختر دوست بابام میشه اسمشم فریباهه یه دختر سه ساله هم دارن به نام نهال

که عشق عمشه ، داداشم شرکت ساختمون سازی داره ، یه خواهر کوچکتر از خودمم دارم که

دبیرستانه و داره درس میخونه ، از لحاظ ظاهر من و پارسا به مامان رفته بودیم ولی پانیذ به بابا

رفته بود ، من صورتم کشیده و پوستم سفید بود چشمای درشت و قهوه ای رنگ داشتم که (بیشتر…)