نویسنده افتخاری نیو رمان شوید ، برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

دانلود رمان گریان تر از گریان جاوا

دانلود رمان گریان تر از گریان جاوا

دانلود رمان گریان تر از گریان جاوا

خلاصه رمان :

رمان گریانترازگریان سرگذشت انسانهائیه که در برابر هیچ طوفانی کمرخم نمیکنن افرادی که برای عبور از هر آتشی راه حلی پیدا میکنن و مقابل تمام فرازونشیب های زندگی می ایستن..دوشخصیت اصلیه این رمان استوار و مصمم به زندگی ادامه میدن و هیچ زمان اجازه نمیدن گل لبخند روی لبشون جای خودشو با اشک عوض کنه تا اینکه بالاخره به بزرگترین دست انداز زندگیشون میرسن دست اندازی که عبور از اون ورود به یک جاده ی سرشار از سختیهای تجربه نشدنیه سختیهایی که در راس همه ی اونها نوشته شده:عشـــــق.

و اینکه این حس ناشناخته چه تاثیری در زندگیه هریک میذاره رو در رمان خواهیم خوند.

((عشق یک حس مه آلود است که هیچکس پایان آنرا نمیداند))

پیشگفتار:

دردیوان عشق بیگناهی کم گناهی نیست

یوسف از دامان پاک خود به زندان میرود.

این رمان رو تقدیم میکنم به تمام کسایی که معتقدن میشه سرنوشت رو از ســـــر نوشت و همچنین تقدیم میکنم به تمام اونایی که معتقدن عشاق واقعی به هم نمیرسن و یا اگه به هم برسن بایـــــدبهای این وصال رو بپردازن.

دانلود رمان

مقدمه:

عشق ناخوداگاه می آید…برای آمدنش از کسی اجازه نمیگیرد…انقدر اهسته می اید که هیچکس متوجه امدنش نمیشود…هرچه بیشترمقاومت نشان دهی برای زمین زدنت مصمم ترمیشود…هرچه مغرور ترباشی بیشتربرای بدست اوردنت تلاش میکند…و ناگهان وقتی به خود می آیی میبینی تمام وجودت راباخود عجین کرده است و باهربارنفس کشیدنت انرا احساس میکنی..تک تک سلولهایت زمزمه ی عاشقی سرمیدهند و آنجاست که سخت ترین ضربه را به تومیزند و تورا تنهای تنـــــها میگذارد.

و این است که داستان زندگیت میشود:

گریـــــان تـــــر از گریـــــان (بیشتر…)

دانلود رمان عشق در حین نفرت برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

eshgh-dar-heine-nefratsite

دانلود رمان عشق در حین نفرت برای جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نوشته shaparak1113 کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان عشق در حین نفرت
سلام به همه دوستای سایت نگاه دانلود میخوام دعوتتون کنم به خوندن یه رمان پر از جدال عشق و نفرت و….هیجان! یه داستان متفاوت.
ژانر:
غمگین. عاشقانه. هیجانی.اجتماعی


خلاصه:
داستان درباره زندگی یه دختره که تو یه باند خلاف کار متولد میشه و اسمش رونیکا… تو زندگی بخاطر اونا دردهای زیادی میکشه و موقع عاشقی بشدت عاشق کسی میشه که بعد ها میفهمه عشقش پسر یکی از دشمنانشه و……
مقدمه:
می اییم میرویم در فواصل بین یک اذان و یک نماز نقش بر خاطره ها میزنیم…. زخم میکنیم و زخمی میشویم…نقش بد بر جان و روحمان میزنند و میشود سوهان روحمان تا اخر عمر! گاهی به تقاص گناه نکرده مان عذاب میکشیم…. و به تقاصش از کسی دیگر انتقام میگیریم. یادمان نرود هر چه زیباتر نقش بر جان و روح کسی بزنیم دنیا بهترین نقش را بر وجودت خواهد زد….پایان خوش

قسمتی از داستان:

اعصابم خورد بود…. نشستم رو صندلی چرخونه اتاقم خودکارو با بیحوصلگی رو شیشه کاملا تمیز میز مطالعه ام چرخوندم….. خودکاری که همیشه علاقه داشتم باهاش بنویسم هم نمیتونس ارومم کنه….دره اتاقم زده شد. حوصله بفرمایید گفتنم نداشتم. پس جوابی ندادم بیتفاوت به تابلوی روبروم خیره شدم تابلوی مادری که بچه شو بغل کرده…. دستگیره در پایین کشیده شد. پشتم به در بود صدای مردونه جوونی پیچید تو (بیشتر…)