نویسنده افتخاری نیو رمان شوید ، برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

دانلود رمان جزای انتقام

 

دانلود رمان جزای انتقام نودهشتیا

دانلود رمان جزای انتقام

نام رمان: جزای انتقام

نویسنده رمان: شیرین کیومرثی

ژانررمان : عاشقانه-جنایی

تعداد صفحات: ۲۹۷

خلاصه رمان:

داستان راجع‌به یک دختر و پسر زخم خورده‌ست، دختر و پسری که چندین سال از بهترین

سال‌های عمرشون رو پر از سیاهی کردند

فقط به‌خاطر یک چیز؛ انتقام!

این دو نفر دست در دست هم، در یک راه پر از فراز و نشیب قدم می‌گذراند؛ اما این ته داستان نیست.

ته داستان تنها گرفتنِ انتقام نیست.

(بیشتر…)

دانلود رمان الفبای دوست داشتن

دانلود رمان الفبای دوست داشتن

دانلود رمان الفبای دوست داشتن

نام رمان: الفبای دوست داشتن

نویسنده: شهرزاد ای.پی

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات: ۸۶

خلاصه رمان:

مهتاب به همراه دخترش بعد از یازده سال از استرالیا به ایران خونه ی خواهرش میاد و اتفاقاتی میرفته که….

(بیشتر…)

دانلود رمان معاون (جلد دوم رمان شانزده سال فکر سیاه)

دانلود رمان معاون (جلد دوم رمان شانزده سال فکر سیاه)

خلاصه :

رمان در ادامه کارهای یکتا(آرشیدا) شروع میشه، حدود سه سال بعد از فرار مخفیانه یکتا، جایی که او فکر می‌کنه دارد انتقامش را می‌گیرد و به مسیر و فکر شانزده ساله‌اش پایان ولی با…

خلاصه جلد اول:
یکتا به خاطر مشکلاتی که در کودکی‌اش داشت، درگیر گروهک خاصی میشه. وقتی ۲۰ ساله می‌شه، بچه‌هایی رو به کمک برادر ناتنی‌اش پیدا می‌کنه که مشکلاتشون مثل مشکلات خودش بود. با کمک آن‌ها از پایه شروع می‌کنه و سعی می‌کنه جلوی پخش مواد، کارهای خلاف مثل دزدی‌ها یا باج گیری رو بگیره. در همین حین با خانواده مهیاد آشنا میشه. یکتا که مسبب همه مشکلاتش رو پدر مهیاد می‌دونسته، سعی می‌کنه به مهیاد نزدیک بشه تا اطلاعاتی رو هم از نیروهای پلیس بگیره و هم از خلیل پدر مهیاد ولی در این بین مشکل قلبی مادر مهیاد عود می‌کنه و در بیمارستان بستری میشه، یکتا که به مادر مهیاد علاقه خاصی داشته و وقتی متوجه میشه که زمان زیادی برای مادر مهیاد نمانده، پیشنهاد مشهد رو میده. همه حاضر می‌شوند تا عازم مشهد بشوند ولی در مشهد قلب مادر می‌گیره و فوت می‌کنه.

تمامی اسم‌های فریما، یکتا، آرشیدا، آرتمیس و… متعلق به یک نفر است.

لوکیشن: امارات متحده عربی (دبی)

مقدمه:
لعنت به روزای بدون تو، لعنت به هر چی از تو خاطره است!
لعنت به حس و حال عاشقی، که این‌جوری من رو شکست!
“بخشی از آهنگ لعنت به روزای بدون تو از سام کوشیار”

لعنت به تو و روزگار که کمر به نابودی من بستید.
***

قسمتی از رمان :

سه سال بعد
دبی- نه و نیم صبح- شرکت بزرگ شاهرخ فروزان- اتاق معاون شرکت

کاغذهایی که شاهرخ بهش داده بود را طبق موضوعاتش دسته‌بندی می‌کرد که در اتاقش را زدند.
تحکم را زمینه صدای نازک و لطیفش کرد و گفت: بفرمایید.
کاغذهای مربوط به محموله جدید را زیر برگه‌های شرکت پنهان کرد‌؛ خلیل با لبخند مضحکی وارد اتاق شد.
خلیل با لبخند مسخره‌ای گفت: سلام عزیزم.
-سلام خلیل خان.

(بیشتر…)